January 29, 2005

اسکندر به روایت آمریکایی

چند روز پیش که از جلوی دانشگاه تهران رد می شدم، CD فیلم اسکندر به کارگردانی الیور استون را دیدم و خریدم.مدتی بود که درباره این فیلم صحبت بود.عموما بحث بر سر این بود که الیور استون با این فیلم به ایرانیان توهین کرده.

alexander1.jpg

از اسکندر مثل همه شخصیت های تاریخی تصویری شفافی در دست نیست چیزی که وجود دارد روایت های افسانه ای و تخیلی از این شخصیت است. نداشتن تصویری شفاف از این شخصیت تاریخی باعث شده تا دست سازندگان فیلم در خلق شخصیت مورد علاقه شان باز باشد. ایرانیان انتظار داشتند بر پرده سینما تصویر اسکندری را ببینند که بی شرمانه بخاطر تائیس معشوقه بطلمیوس تخت جمشید را به آتش می کشد و نقطه پایانی می شود بر دوران پر افتخار و با شکوه هخامنشی.در صورتی که خود الیور استون در جایی گفته : اميدوارم اين را درک کنید که ما يک کتاب تاريخی و يا يک فيلم مستند نمی سازيم. کار ما دراماتيزه کردن تاريخ زندگی اسکندر است. تاريخ برای ما نقطه شروع است و بخاطر زمان، پول، درام و فضا بايد در برخی موارد کوتاه بيائيم.

alexander2.JPG

خلاصه اگر می خواهید به عنوان یک ایرانی حس ناسیونالیستی تان را ارضا کنید به تماشای اسکندر الیور استون ننشینید.
چون با تصویر جوانی با تیپ آمریکایی- اروپایی روبرو می شوید که در مقابل لشکر ایران فریاد می کشد«ایرانی ها فقط برای پادشاه می جنگند ولی ما برای آزادی می جنگیم.» بدون اینکه معلوم شود این کدام آزادی است که اسکندر بخاطر آن از مقدونیه تا هندوستان را تصرف می کند و هزاران انسان را از دم تیغ می گذراند. این صحنه از فیلم بیشتر سخنرانی جرج بوش در مراسم سوگند اخیرش را تداعی می کند که مدام واژه آزادی را تکرار می کرد.در این فیلم بیش از حد اسکندر آمریکایی شده شخصیتی که برای آزادی می جنگد و سودای این را دارد که پادشاه مردم تمام جهان شود.
در جای دیگری از فیلم تصویر فروهر را بر روی بادبزنی در کاخ بابل می بینید ولی تاکید کارگردان بر این تصویر و ارتباطش با اسکندر و عقاب و انگشتری اسکندر مشخص نیست و یا ازدواج اسکندر با رکسانا دختر سغدی که نقشش را هنرپیشه ای سیاه پوست یا لااقل دو رگه بازی می کندو یا اینکه در فیلم اشاره ای به ازدواج اسکندر با دختر داریوش سوم و ماجرای آتش زدن تخت جمشید نشده است.

alexander2.JPG

اگر از چشم تماشاگری ایرانی به این فیلم نگاه نکنید فیلم جالبی است از صحنه جنگ ایران گرفته تا ورود اسکندر به بابل و سعی سازندگان فیلم برای به تصویر کشیدن شکوه و عظمت بابل –پایتخت زمستانی هخامنشیان- و یا صحنه ای که اسکندر «بوسفالوس» را رام می کند و یا بطلمیوس پیر که در ایوانی در بندر اسکندریه نشسته و داستان را روایت می کند و ...


Posted by Nima at 10:41 PM | Comments (6) | TrackBack