همیشه چند هفته آخر تابستان عزا می گرفتم و دوست داشتم زمان از حرکت بایستد ولی وقتی روز اول در نیمکت سرد مدرسه جای می گرفتم باور می کردم باز مدرسه شروع شده است.
آخرین مشـــــــــق شبــم را
هر آنچه دوست دارم می نویسم
پس از انبوهی از سیاهی های دفتر
سرانجام از مرگ سرمشق می نویسم

یکی می گفت: وقتی دعایی را می شنوم به جایی که به الفاظ و سراینده دعا فکر کنم به انسانهایی فکر می کنم که با این دعا به آرامش و رضایت رسیده اند .
او ادامه داد : وقتی به دینی نگاه می کنم سعی می کنم توجهم را از پیام و پیامبر به هزاران انسانی تغییر دهم که در این بستر زندگی کرده اند و به معنایی رسیده اند و به کمک آن از رنجهایشان کاسته اند .