چند روز پیش روزنامه ایران را ورق می زدم در صفحه آخر آن در بخش سخن روز جمله ای از رنه دکارت را نوشته بود:
اگر می خواهی جوینده واقعی حقیقت باشی باید دست کم یک بار در عمرت تا جایی که ممکن است به همه چیز شک کنی.
پرسشی که پس از خواندن این جمله ذهنم را به خودش مشغول کرده این است که در جایی که حقیقتی که مطلق پنداشته می شود به انسانها به ارث می رسد و وفاداری به روایت رسمی حقیقت و دفاع از آن وظیفه است، جایی برای جستجوی حقیقت و شک کردن می ماند؟
علاوه بر این باید بپذیریم شک کردن پیامدهایی دارد مثلا شاید به تغییر باورها بینجامد. تغییر باورهای افراد جامعه آرامش ذهنی گروهی که قدرت و نفوذشان را وامدار تحمیل حقایقشان به دیگران است چه واکنشی نشان می دهند؟
تاریخ پر است از سرگذشت انسانهایی که به روایت های رسمی از حقیقت شک کردند.
من 7 سال دانشجو بودم. 16 آذر امسال اولین سالی است که دانشجو نیستم. 16 آذر سال پیش به خاطر آلودگی هوا دانشگاه ها تعطیل شد! سال پیشش هم سالی بود که خاتمی رفت دانشگاه تهران و دانشجوها حالش را گرفتند. 16 آذر سالهای قبل را یادم نمی آید ...