August 23, 2004

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین - نظریه غفلت

نظریه غفلت یکی از موضوعاتی است که سروش در بعضی از سخنرانی ها و کتاب هایش به آن پرداخته در جلسه آخر جشنواره پلی تکنیک نیز به طور گذرا برای پرداختن به موضوع اخلاق دنیوی و اخلاق اخروی با بیتی از حافظ بدان اشاره کرد. ابتدای متن زیر با الهام از نوشته های سروش نوشته شده.
نقــــــــــــــد بازار جــــــهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

تصویری که حافظ در این بیت از دنیا ارائه می کند بازاری است که آدمیان در آن سرگرم زد و خورد و رقابت بر سر سود و زیان هستند .البته حافظ در اینجا توصیه ای صوفیانه نیز می کند که اگر شما از این بازی خسته نشدید ما لطفی در آن ندیدیم و خسته شدیم و کنار کشیدیم و ما را بس است.
در این بازار اگر سودیست با درویش خورسند است
خدایا منعمم گـــــــــردان به درویشی و خورسنـدی

غفلت یعنی ندانست و به بازی روزمره سرگرم بودن و به روزمرگی عمر گذراندن ، مشغول کارکردن و درس خواندن و تجارت کردن و عشق ورزیدن و امید بستن و گسستن و لاف زدن و فخر فروختن و تکاثر و تفاخر و تظاهر بودن. خرید و فروش گفت و شنود و گشت وگذار بازی است و دوام زندگی دنیا به این بازیهاست و چرخ عالم بر مدار غفلت می چرخد. همه ما در زندگی به نوعی بازی مشغولیم . در واقع غفلت ها عین زندگی این جهانی است و خروج از این غفلت آدمی را به دو وضعیت می کشاند : یا به عرفان و برتر از زندگی عادی نشستن (تماشاگر شدن) یا به خودکشی (پوچی).
البته رفع نیازها و لذت و رنج و غم و شادی و دلتنگی و دلخوشی در بین همین بازیها و در گرو جدی گرفتن بازیهاست و گر نه در بیرون این بازی ها جز تماشاگری و یا رسیدن به پوچی چیزی نیست .
ما لعبتگانیــــــــم و فلک لعبت باز
از روی حقیقتی نه از روی مـــجاز
یک چند بر این بـساط بازی کردیم
رفتیم به صنـدوق عدم یک یک باز

گذر از بازیگری به تماشاگری و رسیدن به بازی شناسی عین خروج از بازی است .دوام بازی به این است که بازیگران چیزی جز بازی نفهمند. چون آگاهی باعث خروج از بازی می شود هرگاه عاشقی از خود بپرسد که عشق چیست؟ باید بداند که از عاشقی فاصله گرفته است مثل این است که جنگجویی در وسط میدان جنگ از خود بپرسد فلسفه جنگ و نزاع چیست؟
بازی دنیا هم بازیگر دارد هم تماشاگر . تماشاگر مرا به یاد شخصیت ژوکر در راز فال ورق یاستین گوردر می اندازد و یا شخصیت پیامبر در کتاب پیامبر جبران خلیل جبران و یا این رباعی از خیام :
رندی دیــــــــدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اســـــــلام نه دنیا و نه دین
نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهـــــــــــره این ؟

Posted by Nima at 10:56 AM

August 18, 2004

مناظره جهانبگلو و صدری

از مدرن ها بدون تنفر سخن بگو و از قدما بدون ستایشگری . هر یک را به خاطر شایستگی شان قضاوت کن و نه به دلیل قدمتشان . (لردچسترفیلد)

دیروز عصر در روزهای پایانی جشنواره تابستانه پلی تکنیک گفتگویی با موضوع روشنفکری دینی و روشنفکری عرفی بین رامین جهانبگلو و محمود صدری برگزار شد . نکته هایی که از بین یادداشت های دیروزم جمع آوری کردم در متن زیر آمده :

1. جهانبگلو : در عصر مدرن سیاست خود محور شده بدین معنا که باید قوانینش را از خودش بگیرد . روشنفکر محصول عصر مدرن است و مشخصه آن عقل محور بودن اوست در مقابل خدامحوری . روشنفکر دینی مفهومی متناقض است . چرا صحبت از نقاش دینی نیست ؟ بهتر است به جای روشنفکر دینی بگوییم روشنفکر دیندار .
2. صدری: ما حق نداريم يك تصویری فلسفي از يك برهه خاص در قرن هجدهم را به عنوان تصوير اصيل روشنفكري ارائه كنيم و بگوئيم روشنفكري اين است و جز اين نيست. اختلاف ما بر سر منظر است. دیگران می گویند از منظر فلسفی روشنفکر دینی مفهومی متناقض است ولی از دید جامعه شناسانه به زعم ما واقعیتی موجود است. براي جامعه شناس دين موجود است و اين نكته مهمي است. ما Sociological هستیم و برمبنای واقعیت های اجتماعی موجود مسائل را تحلیل می کنیم ولی فلاسفه منطقشان منطق محض است .
3. جهانبگلو : دموکراسی رژیم تفکیک هاست و آنچه در آن اهمیت دارد تفکیک نهاد های گوناگون و شفاف شدن حیطه آنهاست. در دموکراسی دین از حوزه عمومی باید به حوزه خصوصی برود .
4. صدری : آنچه مهم است تمایز بین نهادهاست نه جدایی آنها یعنی روشن شدن حیطه ها و تعامل حیطه ها بدون تحمیل آنها . يعني تميز نهادهاي اجتماعي و حيطه هاي حيات انساني از يكديگر (بحث سکولاریزم عینی در مقابل سکلاریسم ذهنی.)
5. جهانبگلو : تحول در دین که مد نظر روشنفکران دینی است نمی تواند در دایره بسته ای صورت بگیرد و باید از این دایره بسته بیرون آید که نتیجه اش تحویل دین خواهد بود .
6. صدری: در هر عصری به ضرورت قرائت جديد از دين وارد مي شود. به زعم آنان پروژه قرائت، ديگر چيزي از دين باقي نمی گذارد ولی در غرب كه اصلاح دين و ارائه قرائت هاي جديد قرن هاست كه به وقوع پيوسته. مردم هنوز هم ديندارند، دعا مي كنند؛ مراسم مذهبي را به جا مي آورند؛ به كليسا مي روند توجه کنید به حرف ماكس وبر است كه مي گفت: هرنسلي دين را به مقتضاي نیازهای معنوي و مادي خود تعبير دوباره مي كند. يعني هر نسلي دين خودش را دارد.

نتیجه جلسه از نظر من : حالا ديگر وقت آن رسيده كه يك گفت وگوي جدي و مبتني بر مسائلی که جامعه با آن درگیر است ميان روشنفكران ديني و لائيك در گيرد و روشنفکران لائیک و روشنفکران دینی آش مشترکی را برای جامعه فردا بپزند. تعامل بین سنت و مدرنیته در غیبت هر کدام از این دو گروه غیر ممکن است.


Posted by Nima at 12:42 PM

August 06, 2004

پروژه روشنفکری دینی

روشنفکر دینی دو نوع معارف و علوم را به رسمیت می شناسد
یک - یافته های انسانی
دو - داده های وحیانی
دسته اول حاصل کار و کوشش انسانها و محصول بکار انداختن نیروی ادراکی هزاران انسان در طول تاریخ است ولی دسته دوم به ادعای مبلغان و بنیانگذاران مذاهب غیر اکتسابی بوده و موهبتی الاهی است که به بشری الهام شده است ولی مشکل درجایی است که این دو دسته با هم تعارض و ناسازگاری داشته باشند
به نظر من کار روشنفکر دینی رفع این تعارض و آشتی دادن بین تدیّن و تعقل و یا ایمان و استدلال است یعنی به نوعی می توان گفت روشنفکر دینی روشنفکری مشروط است که برای روشنگری خود مرز و حدی قائل است بخاطر همین است که سروش و امثال او هیچگاه وارد بحث حجیت معرفتشناسانه متن دینی نمی شوند و از این آخرین ستون خیمه دین حراست می کنند .
روشنفکر دینی دریافته که فهم سنتی از دین نه به لحاظ رئالستیک و نه به لحاظ پراگماتیستیک کاملا قابل دفاع نیست یعنی علاوه بر اینکه حس حقیقت جویی ما را ارضا نمی کند کارکردهای منفی چه در حوزه فردی و چه در حوزه اجتماعی پیدا کرده ولی از جهتی دیگر دین دارای کارکردهای اجتماعی و فردی است که نمی توان از آنها صرفنظر کرد مثلا مردم از آن اخلاقی که به اقتضای دین رعایت می کنند دست بردارند و انسجام اجتماعی از بین برود و یا دین نقش خود را از لحاظ تخفیف دهنده رنج و درد آدمیان از راه توجیه و معنا بخشیدن به رنج ها از دست بدهد از این جهت است که روشنفکر دینی در فکر ارائه فهم جدیدی از دین است که لااقل کارکردهای مثبت دین حفظ شود و کارکردهای منفی دین به حداقل برسد.
در جلسه چهارشنبه سروش به این نکته اشاره داشت که از نظر بعضی دو ارزش اخلاقی بیشتر وجود ندارد
یک - گفتن حقیقت
دو – کاهش درد و رنج آدمیان
اگر از این دید بخواهیم به پروژه روشنفکری دینی نگاه کنیم ، روشنفکر دینی سعی در تعادل ایجاد کردن بین این دو ارزش اخلاقی دارد . بخاطر ارزش دوم وارد بحث هایی نمی شود و پیش فرض های حاکم بر جامعه دینی را زیر سوال نمی برد و بخاطر ارزش اول زیر بار فهم سنتی از دین نمی رود و این دغدغه را دارد که فهم جدید و بهتری از دین ارائه کند.
روشنفکر دینی به دلایل که گفتم بیشتر نگاه پسینی نسبت به دین دارد یعنی به پیامدهای دین نظر دارد اگر بخواهد نگاه پیشینی و فلسفی نسبت به دین داشته باشد باید به بحث حجیت معرفت شناسانه نسبت به دین نیز توجه کند و در مورد حقانیت دین و الاهی بودن پیام دین بحث کند ولی شاید چون توفیقی در این بحث ها نمی یابد از کنار آنها میگذرد و نگاهی پسینی به دین می کند به این معنا که می گوید که به هر حال در طول تاریخ نهادی به نام دین با خصوصیات مشخصی بوجود آمده و امورات زندگی اکثریت جامعه نیز با آن گره خورده پس بهتر است نهاد دین را تبدیل به نهاد مفیدی برای جامعه کنیم .

این موضوع که پروژه روشنفکری دینی برای جامعه ما چه پیامدهای مثبت و منفی خواهد داشت و آیا موفق خواهد بود یا نه و آفات و برکات روشنفکر دینی چه خواهد بود قابل بحث است.

Posted by Nima at 12:50 PM

سروش و جامعه ما

چهارشنبه 7 مرداد اولین کلاس عبدالکریم سروش با موضوع جامعه دینی و جامعه اخلاقی در جشنواره تابستانه دانشگاه امیر کبیر برگزار شد . ( نگاه کنید به مطلب پویان با عنوان جامعة اخلاقی دینی سروش.)

عبدالکریم سروش (متولد 1324) فیلسوف و متفکر ایرانی ، دانش آموخته داروشناسی از دانشگاه تهران که تحصیلات عالیه خود را در اوایل دهه 50 در رشته تاریخ و فلسفه علم در دانشگاه لندن گذرانده و چندی پس ا انقلاب 57 به ایران بازگشته است . مجمعه فعالیت های او در چهار حوزه 1) فلسفه علم و 2) فلسفه دین و 3) عرفان و اخلاق و 4) ادبیات خلاصه می شود . او یکی از موثرترین دین شناسان ایرانی پس از انقلاب است که آرای و پرسش های او در حوزه دین الگویی نوینی برای شناخت و درک دین عرضه کرده است.

یادم هست در مقاله ای تحت عنوان معنویت مصطفی ملکیان گفته بود: (( ... ما بخشی از معارفمان را از متن ها (متون مقدس) گرفته ایم.متن محوری یعنی اینکه ما موارد زیر را در بست بپذیریم :

1) حجیت معرفت شناسانه متن دینی (آیا وحی و مجموعه باورهای موجود در متون مقدس را می توان به عنوان یکی از منابع شناخت به حساب آورد؟)
2) وثاقت تاریخی متن دینی ( از کجا معلوم این متن توسط همان کسی گفته شده که حجیت معرفت شناختی سخنانش اثبات شده)
3) اعتبار هرمنوتیک متن دینی (از کجا معلوم برداشتی که ما از این متن داریم اعتبار هرمنوتیک داشته باشد؟)

در عرف روشنفکری ما معمولا این سه از هم تفکیک نمی شوندو حتی به جد گرفته نمی شوند و اگر بحثی می گردد بیشتر ناظر به قسمت سوم است. ))

سروش نیز مانند دیگر روشنفکران دینی دو مورد اول را به عنوان فرض بدیهی می گیرد و در مورد آنها سکوت اختیار می کند و وارد بحث در مورد آنها نمی شود و تمام تلاش خود را بر روی مورد سوم متمرکز می کند کما اینکه او در کتاب قبض و بسط تئوریک شریعت خود تمام تلاش خود را می کند که بین دین و فهم دینی تفاوت قائل شود . با این تفاسیر سروش روشنفکر دینی است و طبیعتا دین را مبدا و مرکز تلاش خود قرار داده و راه حل ها و پرسش ها ی او در ارتباط نزدیک با دین معنی می یابد . به هر حال وجود روشنفکران دینی مثل سروش برای جامعه در حال گذار ما لازم است بسیاری از افراد با طناب او از دگم اندیشی حاکم بر جامعه سنتی دینی رهایی می یابند ، چنانچه خود او نیز می گوید : (( ... همه کار و پروژه من این بوده که دست عده ای را بگیرم و از یک سطح دینداری آنان را به سطح دیگری از دینداری برسانم ... )) ایجاد مباحثی چون تجربه دینی ، انتظارات ما از دین و تساهل و مدارا در حوزه در دین ، پلورالیسم و اصناف دینداری که از سوی سروش مطرح می شود نقطه ای خوب برای باز شدن مباحث نقد و اصلاح تفکر دینی در جامعه ماست .

Posted by Nima at 12:41 PM